عید میلاد آّفتاب خراسان .......مبارک

خوندن فکر!

یه سایت جالب برای خوندن فکر!ببینم کی می دونه چی میشه که همچین میشه!؟؟ 

خوندن فکر

دوره گرانی یا ارزانی!

چه کسی می گوید گرانی شده است؟

دوره ی ارزانیست.

دل ربودن ارزان دل شکستن ارزان.دوستی ارزان دشمنیها ارزان چه شرافت ارزان.

تن عریان ارزان.آبرو قیمت یک تکه نان و دروغ از همه چیز ارزانتر

قیمت عشق چه قدر کم شده است!کمتر از آب روان!

و چه تخفیف بزرگی خورده است قیمت هر انسان

می ترسیم اما نمی ترسیم!

از سوسک می ترسیم، اما از له کردن شخصیت دیگران مثل سوسک نمی ترسیم!

از عنکبوت می ترسیم، اما از این که تمام زندگیمون تار عنکبوت ببنده نمی ترسیم!

از خفاش شب می ترسیم، اما از شبی که افکارمون خفاشی می شه نمی ترسیم!

از خوب سرخ نشدن سبزی قرمه می ترسیم، اما از سرخ کردن آدما از خجالت نمی ترسیم!

از جا نیفتادن خورشت می ترسیم، اما از این که هیچ کسی جای خودش نباشه نمی ترسیم!

از دیر جوش اومدن آب برای چای می ترسیم، اما از جوش آوردن خون آدما نمی ترسیم!

از لولو خور خوره های تو فیلما می ترسیم، اما از هیولای نفس نمی ترسیم!

از تاریکی می ترسیم، اما از خاموش کردن آخرین شمع تو تاریکی نمی ترسیم!

از گم کردن سکه هامون می ترسیم، اما از سکه یه پول کردن دیگران نمی ترسیم!

از سرما خوردگی می ترسیم، اما از سرخورده کردن دوستامون نمی ترسیم!

از شکستن لیوان می ترسیم، اما از شکستن دل آدما نمی ترسیم!

از لکه دار شدن لباسهای سفید می ترسیم، اما از کثیف شدن سفیدی روحمون نمی ترسیم!

از خواب موندن می ترسیم، اما از عمری که به خواب سپری شد نمی ترسیم!

از وقت کم آوردن می ترسیم، اما از هدر رفتن وقتی که داریم نمی ترسیم!

از درس پرسیدن و امتحان پس دادن می ترسیم، اما از رد شدن تو امتحان آخری نمی ترسیم!

از اینکه به ما خیانت کنند می ترسیم، اما از خیانت کردن به خودمون نمی ترسیم!

از اینکه دلمون بشکنه می ترسیم، اما از درب و داغون کردن دل آدما نمی ترسیم!

از اینکه دلخورمون کنند می ترسیم، اما از دل خون کردن دیگران نمی ترسیم!

از گم کردن راه می ترسیم، اما از هیچ وقت به هیچ جایی نرسیدن نمی ترسیم!

از خستگی سفر می ترسیم، اما از دست خالی رفتن و برگشتن نمی ترسیم!

از اینکه نادیده گرفته بشیم می ترسیم، اما از اینکه نادیدنی ها رو نمی بینیم نمی ترسیم!

از اینکه یه روز تموم بشیم می ترسیم، اما از اینکه تاریخ مصرفمون بگذره نمی ترسیم!

از اینکه آدما فراموشمون کنند می ترسیم، اما از اینکه خدا رو فراموش کنیم نمی ترسیم!

از اینکه عشقمون به کسی دیگه فکر کنه میترسیم اما از اینکه خودمون به کسی دیگه فکر کنیم نمیترسیم!

از آدمای بی نظر و بی تفاوت هیچ خوشم نمیییییییاااااااد!


فعلا تا بعد کنکور آپ نمیشه!

بازم کنکور.... بازم درس ....بازم تحصیل...

به چه قیمتی؟

از زندگی عقب موندن؟  بهت بگن بچه مثبت ؟ از همه جا بیخبر؟

تا کی درس ؟

تا وقتی که مدرکت بالاتر از همه اوناییی باشه که بهت گفتن بی خبر؟

برای چی درس؟

با فرهنگ شدن؟؟؟؟عملی کردن علمت؟؟؟مسخره شدنت  واسه عقایدت

کجا درس؟ تو یه محیط فرهنگی به نام بلند دانشگاه و سرشار از انسان های بی فرهنگ مدعی آداب؟ندیدن تمام استعدادت و جهت دهی استعدادها به سمت خلاف..

 زنگی تو خوابگاهی که نه میشه درد دوری رو  تحمل کرد نه درد اطرافیانو: اعتیاد ُ رفاقت های نامشروع! و روابط نامشروع حتی با هم جنس....

اینجا دانشگاه دولتی است و

هر دم از این باغ بری می رسد....

باز هم ادامه خواهم داد تا جایی که بیاد کسی که باید...

زود بیا منتظریم...

دوباره سیب بچین حوا
من خسته ام..
بگذار از اینجا هم بیرونمان کنند
--------------------------------------
حوا سیب را باعشق گاز بزن
آدم ارزش ماندن در بهشت را ندارد

-----------------------------------------
حوا تو مگر سیب را پوست
کندی خوردی
که دنیا اینگونه پوست ما را میکند
..............................................................
به جرم وسوسه ...
چه طعنه ها که نشنیدی حوا ،
پس از تو ... همه تا توانستند
آدم شدند ...
چه صادقانه حوا بودی ...
و چه ریاکارانه آدمیم
به جرم وسوسه ...
چه طعنه ها که نشنیدی حوا ،
پس از تو ... همه تا توانستند
آدم شدند ...
چه صادقانه حوا بودی ...
و چه ریاکارانه آدمیم

 

نقل از :http://pinky-love.blogfa.com/

روز دانشجو با تاخیر مبارک!

دیروز به عنوان شجاع دل کلاس رسما شناخته شدم!

دیروز بر اثر گرد وغباری که شده بود (و اصولا جون ما قسمت بی اهمیت اجرا بود) بر اثر تحمل غبار فضا و سرکوب سرفه ها که مبادا سکوت کلاس جریحه دار بشه! نهایتا احساس خفگی باعث شد بدون اجازه گرفتن از معلم ..اه ببخشید استاد گرانقدر از کلاس برم بیرون!

خفگی هوا یه طرف خفگی فضای کلاس هم یه طرف...بدون اجازه استاد محترم نباید واردکلاس  شد نباید خارج شدُ کمترین و آهسته ترین صداها با رساترین نگاه ها خفه میشه ُموبایل....استغفرالله!

استاد گرام هم موقع برگشت به کلاس حسابی از خجالتمون در اومد و ۵دیقه ای منو انگشت بالا دم در کلاس نگه داشت !اصلا بهم نگاهم نمی کرد چه برسه به اینکه بخواد اذن دخول بده!وسط از خود تعریفی هاشم که نمیشد پرید!ولی از اونجایی که ما اجازه مون دست خودمونه! رفتیم و سر جامون نشستیم  و تا آخر کلاس متحمل کم توجهی (به عبارتی هیچ انگاشته شدن!)استاد گرانقدر شدیم هر چند از گوشه و کنار پچ پچ دوستان بلند شد:اوووه چه شجاعتی!

السلام عليك يا اباعبدالله (ع)

ان الحسين مصباح الهدي و سفينة النجاة ايام سوگواري سيدوسالارشهيدان روبه خوانندگان عزيز وبلاگم تسليت ميگم وازهمه عزيزان التماس دعاي خير دارم.

پاييــــز

به مناسبت شروع آذرماه كه يه جورايي اغاز فصل پاييز خوزستان محسوب ميشه!


تلخ است كه لبريز حقايق شده است

زرد است كه با درد موافق شده است

عاشق نشدي وگرنه مي فهميدي

پاييـــز بهاري است كه عاشق شده است....